rost logo

فیلیپ استارک وعده دیزاین دموکراتیک

مجله رُست

فیلیپ استارک وعده دیزاین دموکراتیک

دیزاین دموکراتیک با قیمت غیردموکراتیک آیا فیلیپ استارک واقعا برای مردم طراحی می‌کند؟

دانش دیزاین
انتشار:
7 دقیقه مطالعه
philippe starck democratic design


فیلیپ استارک؛ وعده دیزاین دموکراتیک


فیلیپ استارک طراح مشهور فرانسوی، یک تناقض زنده در دیزاین معاصر است. دیزاینری که از «دموکراتیک‌کردن دیزاین» سخن می‌گوید، اما مشهورترین آثارش اغلب به نشانه‌های منزلت، مصرف لوکس و برند شخصی طراح تبدیل شده‌اند. از صندلی Louis Ghost تا آب‌مرکبات‌گیر Juicy Salif، او مرز میان محصول، مجسمه و رسانه را جابه‌جا کرد و نقش دیزاینر را از حل‌کننده مسئله به قصه‌گو، برند و سلبریتی گسترش داد. این متن تلاشی است میان اینکه آیا استارک واقعا دیزاین را برای عموم دسترس‌پذیر کرد، یا فقط مصرف‌گرایی را با زبانی جذاب‌تر فروخت؟
فیلیپ استارک وعده داد دیزاین خوب را از انحصار طبقه مرفه خارج کند؛ اما مشهورترین آثارش خود به نشانه‌های منزلت، مصرف لوکس و برند شخصی طراح تبدیل شدند.

استارک در تاریخ دیزاین؛ میان پست‌مدرنیسم و بازار


استارک در دوره‌ای وارد صحنه شد که مدرنیسم متاخر بخش بزرگی از اعتبار خود را از دست داده بود. آرمان‌های جهان‌شمول دیزاین مدرن، که زمانی نویدبخش نظم و پیشرفت بودند، در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ دیگر پاسخگوی پیچیدگی‌های فرهنگی جوامع غربی نبودند. در چنین فضایی، جریان‌های پست‌مدرن شکل گرفتند؛ جریان‌هایی که به جای حذف تاریخ، آن را بازخوانی می‌کردند و به جای پرهیز از احساسات، به دنبال برانگیختن آن بودند.
شهرت استارک در همین شکاف شکل گرفت که بازار به تولید انبوه نیاز داشت و فرهنگ پست‌مدرن به روایت، شوخی و تصویر. اما برخلاف گروه ممفیس و اتوره سوتساس که اغلب در قلمرو دیزاین تجربی باقی ماندند، استارک توانست زبان پست‌مدرن را وارد بازار انبوه کند. او یکی از نخستین دیزاینرهایی بود که نشان داد دیزاین مفهومی و دیزاین تجاری الزاما در تقابل با یکدیگر قرار ندارند.

 

صندلی لویی گوست ؛ بازتفسیر فرم اشرافی

 

برای مثال، صندلی لویی گوست (Louis Ghost) طراحی‌شده برای کارتل (Kartell) و عرضه‌شده در سال ۲۰۰۲ صرفا یک صندلی شفاف نیست. این محصول در واقع نوعی بازی پیچیده با حافظه تاریخی است. فرم کلی آن به مبلمان اشرافی دوران لویی پانزدهم ارجاع می‌دهد؛ مبلمانی که در گذشته نماد قدرت، ثروت و منزلت اجتماعی بودند. استارک این فرم تاریخی را از ماده سنتی خود جدا می‌کند و آن را در پلی‌کربنات شفاف بازسازی می‌کند. صندلی از نظر فرمی حضوری بازیگوشانه دارد، شفافیت پلی‌کربنات از وزن بصری آن می‌کاهد و اجازه می‌دهد محیط از خلال آن دیده شود.

رواج پلاستیک‌های شفاف در محصولات دهه ۱۹۹۰، شفافیت را با فناوری دیجیتال، سبکی بصری و آینده‌گرایی پیوند داده بود؛ Louis Ghost در ابتدای دهه بعد از همین زمینه فرهنگی بهره گرفت. استارک فرم تاریخی را حفظ نکرد، بلکه نشانه‌های آشنای آن را با ماده، فناوری و منطق تولید معاصر بازتفسیر کرد. گوست نشانه‌ی صندلی تشریفاتی را حفظ می‌کند، اما بخشی از سنگینی دیداری آن را کنار می‌زند. زمینه از پشت صندلی دیده می‌شود و مرز میان شی و محیط پیوسته با نور و زاویه‌ی دید تغییر می‌کند.

 

آبمیوه‌گیر جوسی سلیف؛ میان ابزار و مجسمه

 

این رویکرد در آبمیوه‌گیر مشهور جوسی سلیف (Juicy Salif) محصول همکاری استارک با آلسی (Alessi) در سال ۱۹۹۰ میلادی نیز دیده می‌شود؛ محصولی که شاید بیش از هر شی دیگری در تاریخ دیزاین معاصر محل اختلاف نظر بوده است.
از منظر عملکردی، این محصول هرگز بهترین آبمیوه‌گیر بازار نبوده است. حتی بسیاری از طراحان صنعتی آن را نمونه‌ای از غلبه فرم بر عملکرد می‌دانند. اما محدود کردن اهمیت Juicy Salif به مسئله کارکرد، به معنای نادیده گرفتن بخش مهمی از پروژه استارک است. این شی مرز میان ابزار آشپزخانه و مجسمه دکوراتیو را مبهم می‌کند؛ زیرا ارزش تصویری آن، دست‌کم به‌اندازه کارکرد عملی‌اش اهمیت دارد.
سه پایه کشیده، فرم حشره‌مانند و ساختار بیومورفیک آن بیش از آنکه یادآور یک وسیله آشپزخانه باشند، به آثار آینده‌گرایانه دهه‌های پایانی قرن بیستم شباهت دارند. استارک بعدها توضیح داد که ایده اولیه این طرح را هنگام صرف کالاماری در یک پیتزافروشی ایتالیایی روی دستمال کاغذی ترسیم کرده است. همین روایت نشان می‌دهد که در نگاه او دیزاین نه حاصل فرایندی صرفا مهندسی، که نتیجه برخورد تخیل و زندگی روزمره است.
البته همین موضوع یکی از محورهای اصلی نقد به او نیز محسوب می‌شود. آیا محصولی که وظیفه اصلی خود را به بهترین شکل انجام نمی‌دهد، همچنان می‌تواند نمونه‌ای از دیزاین موفق باشد؟ استارک موفقیت محصول را فقط با کارایی نمی‌سنجد، در حالی که منتقدان عملکردگرا، ضعف آب‌گیری و دشواری استفاده از آن را نشانه شکست محصول می‌دانند.
حضور Juicy Salif در مجموعه‌های موزه‌ای، کتاب‌های تاریخ دیزاین و بحث‌های مداوم درباره نسبت فرم و عملکرد، نشان می‌دهد اهمیت آن از کارکرد یک ابزار آشپزخانه فراتر رفته است.

 

رویالتون و دلانو؛‌ هتل به‌مثابه صحنه


بخش مهمی از نفوذ استارک در این صنعت، از پروژه‌های معماری داخلی و هتلداری ناشی می‌شود. در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ او نقشی کلیدی در شکل‌گیری مفهوم هتل بوتیک ایفا کرد.
پروژه‌هایی مانند Royalton Hotel در نیویورک و Delano Hotel در میامی صرفا بازطراحی فضاهای اقامتی نبودند. استارک در این پروژه‌ها تلاش کرد هتل را از یک فضای خدماتی به یک تجربه فرهنگی تبدیل کند.
پیش از آن، بسیاری از هتل‌های لوکس جهان بر نمایش ثروت متکی بودند. استارک رویکرد متفاوتی داشت. او از نور، روایت، شوخ‌طبعی بصری و عناصر نمایشی برای خلق فضاهایی استفاده کرد که بیشتر به صحنه تئاتر شباهت داشتند تا یک هتل سنتی. این رویکرد به تثبیت الگویی در هتلداری بوتیک کمک کرد که در آن، هویت روایی و تجربه بصری هتل به‌اندازه کیفیت اقامت اهمیت پیدا می‌کند.

«نامادی شدن» کمتر ساختن یا کمتر مصرف‌کردن؟


این نگاه در مفهومی خلاصه می‌شود که استارک بارها از آن سخن گفته است: «نامادی شدن».
او معتقد است آینده دیزاین در تولید اشیای بیشتر نیست، بلکه در کاهش وابستگی انسان به اشیا قرار دارد. این دیدگاه در ظاهر متناقض به نظر می‌رسد؛ زیرا استارک خود هزاران محصول طراحی کرده است. این تناقض زمانی تعدیل می‌شود که دیزاین را فقط تولید کالا ندانیم و خدمات، تجربه و سیستم‌ها را نیز بخشی از آن به شمار آوریم؛ اما حجم بالای محصولات طراحی‌شده توسط استارک همچنان پرسش‌برانگیز است. از نگاه او، دیزاین باید به تدریج از ماده فاصله بگیرد و به سمت خدمات، تجربه، فناوری و سیستم‌ها حرکت کند.

آن روی سکه؛ از وعده تا دسترسی

 

کارنامه استارک را نمی‌توان فقط بامحصولات مشهور و پروژه‌های لوکس سنجید. مجموعهٔ استارک ریالیتی (Starck Reality)، عرضه‌شده برای فروشگاه‌های تارگت (Target) در سال ۲۰۰۲ میلادی، شاهدی مهم در سوی دیگر این بحث است. این مجموعه اشیای روزمره‌ای مانند شیشه شیر کودک، سطل کاغذ و لوازم اداری را در بر می‌گرفت؛ یعنی تلاشی برای بردن طراحی به بستری خارج از بازار محصولات ممتاز. وب‌سایت استارک آن را بخشی از پروژهٔ دیزاین دموکراتیک او معرفی می‌کند. این همکاری نشان می‌دهد که «دیزاین برای همه» در کارنامه او فقط موضوع سخنرانی نبوده است؛ بااین‌حال، روایت طراح برای اثبات موفقیت کافی نیست. قیمت‌های زمان عرضه، کیفیت استفاده، گستره توزیع و استمرار دسترسی تعیین می‌کنند که آن وعده تا چه اندازه محقق شده است. بدون این شواهد، هم اعلام پیروزی کامل شتاب‌زده است و هم رد تمام کوشش‌های او.

آن روی سکه؛ وقتی امضای طراح بخشی از کالا می‌شود

 

تناقض دوم به قدرت نام استارک بازمی‌گردد. در بخشی از آثار او، مصرف‌کننده علاوه بر شی، داستان، امضا و نشانه‌ای از سلیقه فرهنگی را نیز می‌خرد. این وضعیت الزاماً کیفیت طراحی را نفی نمی‌کند؛ علاقه به معنا و زیبایی هم بخشی از رابطهٔ انسان با اشیاست. مسئله از جایی آغاز می‌شود که اعتبار نام، جای ارزیابی محصول را بگیرد و شناخته‌شدن، با خوب‌بودن یکسان فرض شود. استارک از این منظر، هم به گسترش گفت‌وگوی عمومی دربارهٔ دیزاین کمک کرده و هم در تثبیت جایگاه دیزاینر–سلبریتی سهم داشته است؛ جایگاهی که خود می‌تواند ارزش تجاری تولید کند. پرسش انتقادی این نیست که محصول نباید داستان داشته باشد، بلکه این است که داستان چه چیزی به تجربهٔ استفاده می‌افزاید و چه زمانی ضعف‌های آن را از نظر پنهان می‌کند.


 

قصه‌گوی دیزاین؛ میراث یک وعده

 

استارک قصه‌گوی توانای دیزاین است. در لویی گوست، گذشته را به ماده‌ای صنعتی می‌سپارد؛ در جوسی سلیف، یک کار روزمره را به مواجهه با شیئی نامتعارف تبدیل می‌کند؛ و در هتل‌ها، فضا را به صحنهٔ تجربه و معاشرت بدل می‌سازد. این توانایی، رابطهٔ مخاطب با اشیا و محیط را از استفاده صرف فراتر می‌برد.

وعده دیزاین دموکراتیک در کارنامهٔ او نه کاملاً محقق شده و نه می‌توان آن را صرفا پوششی تبلیغاتی دانست. حضور در بازار اشیای روزمره، در کنار محصولات ممتاز و قدرت برند شخصی، تصویری پیچیده‌تر می‌سازد. آنچه با اطمینان بیشتری می‌توان گفت، نقش استارک در عمومی‌کردن تصویر و گفت‌وگوی دیزاین است؛ میزان تحقق دسترسی همگانی، به شواهد اقتصادی و تجربه واقعی استفاده نیاز دارد.

استارک کمک کرد افراد بیشتری دیزاین را ببینند و درباره‌اش حرف بزنند. گام دشوارتر، فراهم‌کردن امکان بهره‌مندی از آن است. دیزاین برای همه، زمانی از وعده فاصله می‌گیرد که «همه» فقط مخاطب تصویر نباشند؛ امکان انتخاب، خرید و استفاده هم داشته باشند.

 

اشتراک‌گذاری

پرسش‌های متداول

فیلیپ استارک کیست و چرا در دیزاین اهمیت دارد؟

فیلیپ استارک طراح فرانسوی فعال در طراحی محصول، مبلمان و فضاهای داخلی است. اهمیت او در پیوند شکل و استفاده‌ی اشیا با روایت فرهنگی و تجربه‌ی فضاست؛ پیوندی که باید در کنار شرایط تولید، قیمت و دسترسی بررسی شود، نه صرفاً بر مبنای شهرت طراح.

صندلی Louis Ghost چه زمانی عرضه شد و از چه چیزی الهام می‌گیرد؟

صندلی لویی گوست در ۲۰۰۲ برای کارتِل عرضه شد. سازنده، الهام تاریخی آن را صندلی لویی پانزدهم معرفی می‌کند. بدنه‌ی پلی‌کربناتیِ یکپارچه و شفاف، نشانه‌های مبلمان تاریخی را با فرایند تولید صنعتی پیوند می‌دهد.

چرا جوسی سلیف محل بحث است؟

جوسی سلیف هم آب‌مرکبات‌گیر است و هم شیئی با ظاهر مجسمه‌وار و ارزش نمایشی. بحث اصلی این است که جذابیت نمادین تا چه اندازه با کیفیت استفاده همراه می‌شود. داوری عملکردی به بررسی پایداری، هدایت آب، مدیریت هسته و شست‌وشو نیاز دارد؛ شهرت محصول جای آزمون را نمی‌گیرد.

منظور استارک از طراحی دموکراتیک چیست؟

در معرفی رسمی استارک، طراحی دموکراتیک به گسترش دسترسی به طراحی خوب اشاره دارد. همکاری با تارگت نمونه‌ای از ورود او به خرده‌فروشی عمومی است؛ اما سنجش تحقق این وعده به قیمت در نسبت با درآمد، توزیع، دوام و هزینه‌ی نگهداری نیاز دارد.

منابع

مطالب مرتبط

محصولات مرتبط

Rost on
Rost Letter
rost innovation studio